unrevenged

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

un·re·venged/ˌʌnrɪˈvɛndʒd/
un-negation / notrevengeto retaliate-edpast participle/adjective
adjective (صفت)formal

صفت — بی‌انتقام

بی‌انتقامبی‌کینه

کسی یا چیزی که انتقام او گرفته نشده یا جبران نشده است.

Not having received or taken revenge; remaining without retaliation.

«خطای بی‌انتقام باعث تشدید درگیری شد.»

The unrevenged wrong fueled further conflict.

«او آن حادثه را بی‌انتقام گذاشت.»

He left the incident unrevenged.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000