بازگشت

urge

/ɜːrdʒ/
urgeto strongly encourage or push-(none)
1verb (فعل)common
past (گذشته): urgedpast participle (مفعولی): urged-ing (حال): urging3rd (سوم): urges
ترغیب کردنتشویق کردنوادار کردن

تشویق یا ترغیب شدید کسی برای انجام کاری.

To strongly encourage or persuade someone to do something.

«از تو می‌خواهم کار را به موقع تمام کنی.»

I urge you to finish the work on time.

«او او را تشویق کرد برای آن شغل درخواست دهد.»

She urged him to apply for the job.

تفاوت با واژه‌های مشابه
encourageتشویق کردن

رایج/رسمی. در بسیاری از موارد جایگزین urge می‌شود اما کمتر قوی است؛ مثلا urge to act now قوی‌تر از encourage است.

Common/formal. Can replace 'urge' in many contexts but is less forceful; e.g. 'urge to act now' stronger than 'encourage'.

متضادها
2noun (اسم)common
میلتمایلانگیزه

تمایل یا انگیزه قوی برای انجام کاری خاص.

A strong desire or impulse to act in a particular way.

«او تمایل شدیدی به صحبت کردن داشت.»

He felt an urge to speak up.

«یک تمایل ناگهانی برای ترک اتاق به او دست داد.»

There was a sudden urge to leave the room.

تفاوت با واژه‌های مشابه
impulseانگیزه

رایج. به معنی انگیزه‌ای ناگهانی و قوی است و در بسیاری موارد جایگزین urge می‌شود.

Common. Means a sudden strong urge, interchangeable in many contexts.

desireخواست

رایج. به معنی خواسته یا علاقه است؛ urge معمولاً انگیزه قوی‌تری دارد.

Common. A general wish or longing; Urge usually implies a stronger motivation.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000