بازگشت

uselessness

use·less·ness/ˈjuːsləsnəs/
useto employ or put to purpose-lesswithout, lacking-nessstate or quality
noun (اسم)common
بی‌فایده بودنبی‌استفاده بودنبی‌خاصیت بودن

حالتی که چیزی فاقد کاربرد یا ارزش باشد؛ بی‌اثر یا بی‌نتیجه بودن.

The state or quality of having no use or value; being ineffective or futile.

«بی‌فایده بودن ابزار قدیمی واضح بود.»

The uselessness of the old tool was obvious.

«او از بی‌فایده بودن ادامه بحث آه کشید.»

He sighed at the uselessness of arguing further.

تفاوت با واژه‌های مشابه
futilityبیهوده بودن

رسمی. معمولاً برای نشان دادن بی‌اثر بودن یا ناتوانی در نتیجه‌دادن به کار می‌رود. وقتی بر عدم موفقیت تأکید می‌شود، قابل جایگزینی با «بی‌فایده بودن» است.

Formal. Often used to highlight ineffectiveness or inability to produce results. Interchangeable with 'uselessness' when emphasizing lack of success or result.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000