بازگشت

valve

/ˈvælv/
valvea device controlling flow
1noun (اسم)common
plural (جمع): valves
شیردریچه

وسیله‌ای که جریان مایعات، گاز، یا هوا را با باز یا بسته کردن مسیر کنترل می‌کند.

A device that controls the flow of liquid, gas, or air by opening, closing, or partially obstructing passageways.

«لوله‌کش شیر خراب را تعمیر کرد.»

The plumber repaired the broken valve.

«شیر را آرام باز کن تا از شوک فشار جلوگیری شود.»

Open the valve slowly to avoid pressure shock.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tapشیرفلکه

روزمره. بیشتر برای شیرفلکه آب به کار می‌رود؛ وقتی درباره کنترل جریان حرف می‌زنیم می‌تواند جایگزین valve شود اما tap برای شیرآب خانگی رایج‌تر است.

Everyday. Often used to refer specifically to water taps; interchangeable when talking about devices controlling flow, but 'tap' is more common for household water outlets.

cockشیرفلکه

رسمی/فنی. بیشتر در مهندسی به کار می‌رود؛ برای دستگاه‌های کنترل جریان به خصوص سیستم‌های لوله‌کشی قابل جایگزینی با valve است.

Formal/technical. Mainly used in engineering contexts; interchangeable with valve for devices controlling flow, especially in piping systems.

2noun (اسم)common
plural (جمع): valves
دریچهشیر

قسمتی از قلب یا گیاه که جریان خون یا مایعات را کنترل می‌کند.

A part of the heart or a plant that controls the flow of blood or fluids.

«دریچه قلب از جریان برگشتی خون جلوگیری می‌کند.»

The heart valve prevents blood from flowing backward.

«برخی گیاهان دریچه‌هایی برای رها کردن بذر دارند.»

Some plants have valves to release seeds.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flapدریچه

فنی. در زیست‌شناسی برای بخش‌های نازک و قابل حرکت که جریان را کنترل می‌کنند به کار می‌رود؛ در متن‌های زیستی قابل جایگزینی با valve است.

Technical. Used in anatomy and botany for thin, movable parts that regulate flow; interchangeable with valve in biological contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000