بازگشت

vanish

van·ish/ˈvæn.ɪʃ/
verb (فعل)common
past (گذشته): vanishedpast participle (مفعولی): vanished-ing (حال): vanishing3rd (سوم): vanishes
ناپدید شدناز بین رفتن

ناگهان و به طور کامل ناپدید شدن

To disappear suddenly and completely

«جادوگر خرگوش را ناپدید کرد.»

The magician made the rabbit vanish.

«مه همراه طلوع آفتاب از بین رفت.»

The fog vanished with the sunrise.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disappearناپدید شدن

رایج. معمولاً قابل جایگزینی هستند؛ هر دو به معنای ناپدید شدن هستند.

Common. Generally interchangeable; both indicate ceasing to be visible.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000