بازگشت

viable

vi·a·ble/ˈvaɪ.ə.bəl/
vi-life-ablecapable of / can be
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more viablesuperlative (عالی): most viable
قابل اجراشدنیممکن

قابل اجرا یا مؤثر بودن، یعنی چیزی که بتواند به خوبی انجام شود یا نتیجه دهد.

Capable of working successfully or being effective.

«این پروژه بدون تامین مالی کافی قابل اجرا نیست.»

The project is not viable without sufficient funding.

«آنها راه‌حلی قابل اجرا برای مشکل پیدا کردند.»

They found a viable solution to the problem.

تفاوت با واژه‌های مشابه
feasibleممکن

رسمی. در زمینه امکان‌پذیری قابل تعویض است، مثلاً برنامه ممکن و برنامه شدنی. برای زندگان بودن کاربرد ندارد.

Formal. Interchangeable in contexts meaning 'possible to do', e.g. 'a feasible plan' vs. 'a viable plan'. Not used for living existence.

workableقابل انجام

متداول. وقتی به طرح یا ایده‌ای اشاره می‌کند که می‌توان به‌خوبی اجرایش کرد، قابل تعویض است.

Common. Interchangeable when referring to plans or ideas that can be put into practice successfully.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000