بازگشت

victoriously

vic·to·ri·ous·ly/vɪkˈtɔːr.i.əs.li/
victorwinner-ioushaving the quality of-lyin a manner of
adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): victoriousposition (جایگاه): end
پیروزمندانهبا موفقیت

به شکلی که نشان‌دهندهٔ پیروزی یا موفقیت بر رقبا یا چالش‌ها باشد.

In a way that shows success or winning over an opponent or challenge.

«آنها با پیروزی جام قهرمانی را به دست آوردند.»

They victoriously claimed the championship trophy.

«او پس از مسابقه با افتخار پرچم خود را بالا برد.»

She victoriously raised her flag after the race.

تفاوت با واژه‌های مشابه
triumphantlyبا پیروزی

رسمی یا ادبی. وقتی موفقیت بزرگ یا با افتخار مد نظر است جایگزین victoriously می‌شود، مانند «او با پیروزی ظاهر شد.» بیشتر در متون رسمی یا شاعرانه کاربرد دارد.

Formal or literary. Can replace 'victoriously' when emphasizing grand or proud success, e.g. 'He emerged triumphantly.' Works best in formal or poetic contexts.

successfullyموفقانه

رایج. گاهی جایگزین victoriously می‌شود اما بیشتر روی موفقیت کلی تمرکز دارد تا شکست دادن رقبا، مثل «موفقانه انجام دادن یک کار» در مقابل «پیروزمندانه شکست دادن دشمن».

Common. Can sometimes replace 'victoriously' but focuses more generally on success rather than the aspect of defeating an opponent. For example, 'successfully completing a task' vs. 'victoriously defeating an enemy'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000