visible

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

vis·i·ble/ˈvɪzəbl/
vis-to see-iblecapable of / able to be
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more visiblesuperlative (عالی): most visible

صفت — قابل مشاهده

قابل مشاهدهمشهوددیدنی

قابل مشاهده و دیده شدن با چشم.

Able to be seen or perceived by the eye.

«امشب ستارگان قابل مشاهده هستند.»

The stars are visible tonight.

«آسیب کاملاً روی ماشین قابل مشاهده بود.»

The damage was clearly visible on the car.

تفاوت با واژه‌های مشابه
observableقابل مشاهده

رسمی. در زمینه‌های علمی یا فنی قابل جایگزینی با visible است با تأکید بر توانایی دیده شدن یا تشخیص داده شدن.

Formal. Interchangeable with 'visible' in scientific or technical contexts emphasizing the ability to be noticed or detected.

apparentمشهود

رایج. معنای مشابه دارد اما بیشتر به آشکاری یا ظاهر واضح تأکید دارد نه فقط دیده شدن.

Common. Similar meaning but often emphasizes obviousness or clear appearance rather than just being seen.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000