بازگشت

visit

vis·it/ˈvɪzɪt/
1verb (فعل)common
past (گذشته): visitedpast participle (مفعولی): visited-ing (حال): visiting3rd (سوم): visits
دیدن کردنملاقات کردنسر زدن

برای مدت کوتاهی به دیدن شخص یا مکانی رفتن، معمولاً برای تفریح، کار یا انجام وظیفه.

To go to see a person or a place for a short time, typically for pleasure, business, or from a sense of duty.

«این آخر هفته به دیدن مادربزرگم می‌روم.»

I will visit my grandmother this weekend.

«آنها تصمیم گرفتند برای سالگردشان به پاریس سفر کنند.»

They decided to visit Paris for their anniversary.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tourگشت و گذار کردن

روزمره. به معنای بازدید از چندین مکان، اغلب برای گشت و گذار یا کشف، معمولاً برای مدت طولانی‌تر از یک 'visit' ساده است. 'We toured the city' به معنای دیدن مکان‌های دیدنی زیاد است.

Everyday. Implies visiting multiple places, often for sightseeing or exploration, usually for a longer duration than a simple 'visit'. 'We toured the city' means seeing many sights.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): visits
دیدارملاقاتبازدید

عمل دیدار از کسی یا مکانی.

An act of visiting someone or somewhere.

«او به دوست بیمارش سری زد.»

She paid a visit to her ailing friend.

«دکتر یک ویزیت خانگی انجام داد.»

The doctor made a home visit.

تفاوت با واژه‌های مشابه
callملاقات

رسمی. می‌تواند به معنای یک دیدار کوتاه و رسمی باشد، به خصوص برای یک متخصص یا مقام. 'A doctor's call' به معنای مراجعه پزشک به بیمار است. برای دیدارهای اجتماعی کمتر رایج است.

Formal. Can mean a brief, formal visit, especially to a professional or official. 'A doctor's call' refers to the doctor visiting a patient. Less common for social visits.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000