vivifying

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

viv·i·fy·ing/ˈvɪv.ɪ.faɪ.ɪŋ/
adjective (صفت)formal

صفت — جان‌بخش

جان‌بخشزنده‌کننده

باعث زنده شدن، انرژی گرفتن یا پرشور شدن چیزی.

Causing something to become lively, energetic, or animated.

«موسیقی جان‌بخش روحیه‌شان را بالا برد.»

The vivifying music lifted their moods.

«هوای جان‌بخش کوهنوردان را تازه کرد.»

Vivifying air refreshed the hikers.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000