wants

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/wɒnts/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): wantedpast participle (مفعولی): wanted-ing (حال): wanting3rd (سوم): wants

فعل — می‌خواهد

می‌خواهدمیل دارد

سوم شخص مفرد زمان حال فعل 'want'، به معنای میل یا آرزو داشتن برای چیزی.

Third person singular present of 'want', meaning to have a desire or wish for something.

«او یک ماشین جدید می‌خواهد.»

She wants a new car.

«او می‌خواهد پرواز کردن را یاد بگیرد.»

He wants to learn how to fly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
desiresمیل دارد، آرزو دارد (رسمی/ادبی. 'desire' بیانگر خواسته‌ای قوی‌تر یا عمیق‌تر است و کمی رسمی‌تر از 'wants' است. در بافت‌های رسمی یا ادبی می‌توان آن را جایگزین کرد: 'She desires peace.' بجای 'She wants peace.' 'Wants' رایج‌تر و روزمره‌تر است.)
wishesآرزو می‌کند (روزمره. 'wish' اغلب برای چیزهایی استفاده می‌شود که احتمال وقوع کمتری دارند یا حالت آرزو دارند. در برخی بافت‌ها می‌تواند جایگزین 'wants' شود: 'He wishes he had more time.' بجای 'He wants more time' اگر حالت آرزو داشته باشد.)
متضادها
2verb (فعل)datedpast (گذشته): wantedpast participle (مفعولی): wanted-ing (حال): wanting3rd (سوم): wants

فعل — کم دارد

کم داردنقص دارد

سوم شخص مفرد زمان حال فعل 'want'، به معنای کمبود چیزی ضروری یا مطلوب را داشتن.

Third person singular present of 'want', meaning to lack something necessary or desirable.

«این خانه قدیمی به تعمیرات نیاز دارد.»

This old house wants repairs.

«باغ به شدت به آب نیاز دارد.»

The garden wants water badly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lacksفاقد است، کم دارد (رسمی/خنثی. 'lack' به معنای کمبود یا نبود چیزی است و در این معنا کاملاً قابل تعویض با 'wants' است: 'The plan lacks detail.' بجای 'The plan wants detail.' 'Lacks' کاربرد رایج‌تری دارد.)
needsنیاز دارد (روزمره. 'needs' به یک ضرورت یا الزام اشاره دارد. در بافت‌هایی که چیزی مورد نیاز است و 'want' به معنای 'کمبود' است، قابل تعویض است: 'This room needs painting.' بجای 'This room wants painting.')
متضادها
3noun (اسم)literaryplural (جمع): wants

اسم — نیاز

نیازکمبودخواسته

کمبود یا نقص چیزی مطلوب یا ضروری.

A lack or deficiency of something desirable or essential.

«نیازهای فقرا بسیار است.»

The wants of the poor are many.

«او ساده زندگی می‌کند، با نیازهای کم.»

He lives simply, with few wants.

تفاوت با واژه‌های مشابه
needsنیازها (روزمره. 'needs' به موارد ضروری برای بقا یا رفاه اشاره دارد و در معنای 'چیزی که باید داشته باشیم' قابل تعویض است. 'Our basic needs' بجای 'Our basic wants'. 'Wants' در این معنا کمی کمتر رایج است و بیشتر به خواسته‌های شخصی اشاره دارد.)
deficienciesکمبودها (رسمی/فنی. 'deficiency' به معنای کمبود چیزی که برای عملکرد صحیح لازم است. 'The body showed deficiencies in vitamins.' بجای 'The body showed wants in vitamins.' 'Deficiencies' دقیق‌تر و رسمی‌تر است.)
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000