بازگشت

warn

/wɔːrn/
verb (فعل)common
past (گذشته): warnedpast participle (مفعولی): warned-ing (حال): warning3rd (سوم): warns
هشدار دادناخطار دادنآگاه کردن

کسی را از قبل در مورد یک خطر، مشکل یا وضعیت ناخوشایند احتمالی مطلع کردن.

To inform someone in advance about a possible danger, problem, or unpleasant situation.

«من او را در مورد خطرات سیگار کشیدن هشدار دادم.»

I warned him about the dangers of smoking.

«علامت به رانندگان در مورد جاده‌های لغزنده هشدار می‌دهد.»

The sign warns drivers of slippery roads.

تفاوت با واژه‌های مشابه
alertخبر دادن

روزمره. «Alert» اغلب به معنای اطلاع‌رسانی فوری و اضطراری در مورد خطر، یا حالت آمادگی است. «Warn» کلی‌تر برای هرگونه اطلاع قبلی از یک اتفاق منفی است. «او مقامات را از آتش‌سوزی باخبر کرد» در مقابل «او مرا در مورد جاده لغزنده هشدار داد».

Everyday. 'Alert' often implies a more urgent and immediate notification of danger, or a state of readiness. 'Warn' is more general for any prior notice of a negative event. 'He alerted the authorities to the fire' vs. 'She warned me about the slippery road'.

cautionاحتیاط کردن

روزمره. «Caution» به معنای توصیه به کسی برای مراقبت یا اقدامات احتیاطی است، نه صرفاً اطلاع دادن در مورد خطر. اغلب ملایم‌تر از «warn» است. «او به من در مورد خرج کردن بیش از حد احتیاط کرد» در مقابل «او مرا در مورد سگ خطرناک هشدار داد».

Everyday. 'Caution' suggests advising someone to be careful or to take precautions, rather than just informing them of a risk. It's often milder than 'warn'. 'He cautioned me against spending too much' vs. 'He warned me about the dangerous dog'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000