weirdly

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

weird·ly/ˈwɪərdli/
weirdstrange, unusual-lyforms adverb, manner
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): weirdposition (جایگاه): middle

قید — به طور عجیبی

به طور عجیبیغیرعادی

به شکلی عجیب یا غیرمعمول

In a strange or unusual manner

«او در مهمانی به طور عجیبی رفتار کرد.»

He behaved weirdly at the party.

«نور در اتاق به طور غیرمعمول چشمک زد.»

The light flickered weirdly in the room.

تفاوت با واژه‌های مشابه
strangelyعجیب

رایج. تقریباً به جای weirdly استفاده می‌شود؛ برای توصیف روش‌های عجیب.

Common. Nearly interchangeable; used to describe odd ways of doing something.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000