wilfully

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

wil·ful·ly/ˈwɪl.fəl.i/
wilfuldeliberate, intentional-lyin the manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): wilfulposition (جایگاه): end

قید — عامدانه

عامدانهعمدی

عمدی و از روی قصد انجام دادن کاری، معمولاً با لجاجت.

Deliberately or intentionally doing something, often with stubbornness.

«او عمداً هشدارها را نادیده گرفت.»

He wilfully ignored the warnings.

«خسارت به صورت عمدی وارد شد.»

The damage was wilfully caused.

تفاوت با واژه‌های مشابه
intentionallyعمداً

رایج. کاری را با قصد انجام دادن.

Common. Doing something on purpose.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000