بازگشت

accidentally

ac·ci·den·tal·ly/ˌæksɪˈdɛntəli/
adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): accidentalposition (جایگاه): end
به طور تصادفیاشتباه

به طور تصادفی؛ بدون قصد قبلی.

By mistake; without intending to.

«من اشتباهی گلدان را شکستم.»

I accidentally broke the vase.

«او به طور تصادفی فایل را حذف کرد.»

He deleted the file accidentally.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unintentionallyبه طور غیرعمد

رایج. بر نداشتن قصد تاکید دارد و در اغلب موارد قابل تعویض است.

Common. Emphasizes lack of intention, interchangeable in most contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000