wintered

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈwɪntərd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): winteredpast participle (مفعولی): wintered-ing (حال): wintering3rd (سوم): winters

فعل — زمستان گذراندن

زمستان گذراندنزمستان نشینی کردن

سپری کردن یا زنده ماندن در فصل زمستان در جایی یا شرایطی خاص.

To spend or survive the winter in a particular place or condition.

«سال گذشته در فلوریدا زمستان گذراندند.»

They wintered in Florida last year.

«پرنده‌ها امسال در جنوب‌تر زمستان نشینی کردند.»

The birds wintered further south this year.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000