بازگشت

migrate

mi·grate/ˈmaɪˌɡreɪt/
mi-change or movegratestep or walk (from Latin root)
verb (فعل)common
past (گذشته): migratedpast participle (مفعولی): migrated-ing (حال): migrating3rd (سوم): migrates
مهاجرت کردنکوچ کردن

حرکت منظم از یک منطقه یا زیستگاه به منطقه‌ای دیگر، معمولاً با تغییر فصل‌ها.

To move from one region or habitat to another, especially regularly according to the seasons.

«پرندگان زیادی در زمستان به سمت جنوب مهاجرت می‌کنند.»

Many birds migrate south in winter.

«ماهی سالمون برای تخم‌ریزی به سمت بالادست مهاجرت می‌کند.»

The salmon migrate upstream to spawn.

تفاوت با واژه‌های مشابه
moveحرکت کردن

عمومی. در مواقع کلی حرکت می‌تواند جایگزین migrate شود اما معنی فصلی یا عادت را ندارد. مثلاً 'پرندگان حرکت می‌کنند' درست است اما به اندازه 'پرندگان مهاجرت می‌کنند' دقیق نیست.

Common. Can replace 'migrate' in general contexts of movement, but lacks the seasonal or habitual sense of 'migrate'. For example, 'Birds move south' works but is less specific than 'Birds migrate south'.

relocateاسباب‌کشی کردن

رسمی. معمولاً برای جابه‌جایی خانه یا کسب‌وکار به کار می‌رود نه برای حیوانات یا مردم در طبیعت؛ همیشه قابل جایگزینی با migrate نیست. مثلا 'او به خاطر کار اسباب‌کشی کرد' درست است اما 'پرندگان به جنوب اسباب‌کشی کردند' نامأنوس است.

Formal. Often used for moving homes or businesses rather than animals or people in nature; not always interchangeable with 'migrate'. E.g., 'He relocated for work' fits, but 'Birds relocated south' sounds unnatural.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000