بازگشت

wisely

wise·ly/ˈwaɪzli/
wisehaving or showing good judgment-lyin a manner of
adverb (قید)common
type (نوع): manneradjective (صفت): wiseposition (جایگاه): end
عاقلانهدانا

به گونه‌ای که نشان‌دهنده‌ی درایت و فهم درست باشد.

In a way that shows good judgment or intelligence.

«او به‌درستی پس‌اندازش را سرمایه‌گذاری کرد.»

She wisely invested her savings.

«او عاقلانه از مشاجره دوری کرد.»

He wisely avoided the argument.

تفاوت با واژه‌های مشابه
prudentlyبا احتیاط

رسمی. وقتی تأکید بر داوری محافظه‌کارانه باشد، جایگزین مناسبی است — «او پول را با احتیاط خرج کرد» خوب است، اما «او داناانه کلماتش را انتخاب کرد» بهتر است.

Formal. Can replace 'wisely' when emphasizing careful judgment in serious contexts — 'He spent money prudently' works, but 'He wisely chose his words' sounds more natural with 'wisely'.

intelligentlyباهوشانه

رایج. وقتی اشاره به توانایی ذهنی یا تصمیم‌گیری باشد، قابل جابجایی است؛ مثلاً «او با درایت وضعیت را مدیریت کرد» یا «او باهوشانه مشکل را حل کرد.»

Common. Interchangeable with 'wisely' when referring to mental ability or decisions, e.g. 'She wisely handled the situation' or 'She intelligently solved the problem.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000