بازگشت

wish

/wɪʃ/
wishto desire or want something
1verb (فعل)common
past (گذشته): wishedpast participle (مفعولی): wished-ing (حال): wishing3rd (سوم): wishes
آرزو کردنخواستن

خواستن یا آرزو کردن که چیزی اتفاق بیفتد یا حقیقت داشته باشد.

To want or desire something to happen or be true.

«برای تو آرزوی خوشبختی می‌کنم.»

I wish you happiness.

«او آرزو دارد روزی به دور دنیا سفر کند.»

She wishes to travel the world someday.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hopeامید داشتن

رایج. وقتی درباره تمایل یا انتظار نسبت به آینده است جایگزین wish می‌شود؛ مثل «امید دارم موفق شوی». برخلاف wish، اغلب امید داشتن معطوف به انتظار واقعی است.

Common. Can replace 'wish' when expressing desire or expectation about the future; e.g. 'I hope you succeed.' Unlike 'wish', 'hope' often implies realistic expectation.

desireخواستن

رسمی. در زمینه‌های رسمی که تمایل قوی نشان می‌دهد جایگزین wish می‌شود؛ مثلاً «آرزو دارم صلح باشد». در مکالمات غیررسمی رایج نیست.

Formal. Interchangeable with 'wish' in formal contexts expressing strong want; e.g. 'I desire peace.' Not common in casual speech.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): wishes
آرزوخواست

بیان تمایل یا امید به اینکه چیزی اتفاق بیفتد.

An expression of a desire or hope for something to happen.

«قبل از فوت کردن شمع‌ها آرزو کن.»

Make a wish before you blow out the candles.

«آرزوی او این است که پزشک شود.»

Her wish is to become a doctor.

تفاوت با واژه‌های مشابه
desireخواست

رسمی. زمانی که منظور تمایل قوی یا اشتیاق است جایگزین wish می‌شود، معمولاً در معنی انتزاعی؛ مثلاً «خواسته‌ی او برای آزادی».

Formal. Can replace 'wish' when referring to a strong want or longing, often abstract; e.g. 'his desire for freedom.'

hopeامید

رایج. وقتی امکان وقوع مثبت در آینده مد نظر است قابل جایگزینی است؛ «داشتن امید» معمول است، اما کمتر به جای wish به کار می‌رود.

Common. Interchangeable when expressing favored future outcome; 'have a hope' is usual, less common as noun for specific wish.

متضادها
3verb (فعل)common
past (گذشته): wishedpast participle (مفعولی): wished-ing (حال): wishing3rd (سوم): wishes
آرزومند بودنتبریک گفتن

بیان احترام یا پیام‌های خیرخواهانه به کسی به صورت رسمی یا مودبانه.

To express polite or formal greetings or good intentions to someone.

«کریسمس مبارک برای شما آرزو می‌کنیم.»

We wish you a Merry Christmas.

«قبل از امتحان برایش آرزوی موفقیت کردند.»

They wished him good luck before the exam.

تفاوت با واژه‌های مشابه
congratulateتبریک گفتن

رسمی. برای تبریک گفتن موفقیت یا رویدادی به کار می‌رود؛ مثلاً «تبریک می‌گویم». برای آرزوهای کلی نیست.

Formal. Used for expressing good wishes on someone's success or event; e.g. 'I congratulate you.' Not used for generic wishes.

greetسلام دادن

رایج. هنگام ابراز سلام یا تبریک جایگزین wish می‌شود؛ مانند «برای تو روز خوبی آرزو می‌کنم». معمولاً رسمی‌تر یا کلی‌تر است.

Common. Can replace 'wish' when expressing greetings or salutations; e.g. 'I wish you a good day.' Often more formal or general.

متضادها
4phrasal verb (فعل عبارتی)common
آرزو داشتن برایخواستن

ابراز تمایل یا امید برای نتیجه‌ای مشخص، معمولاً همراه با عبارت 'wish for'.

To express desire or hope for a specific outcome, typically with 'wish for'.

«او آرزو داشت آینده بهتری داشته باشد.»

He wished for a better future.

«همه ما آرزو داریم در جهان صلح باشد.»

We all wish for peace in the world.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000