بازگشت

wit

/wɪt/
1noun (اسم)common
ذهن تیزنیشخند هوشمندانهطرف هوشمند

توانایی فکر کردن سریع و هوشمندانه، به‌ویژه در شوخی یا گفتگو.

The ability to think quickly and cleverly, especially in humor or conversation.

«او به خاطر ذهن تیزش در مهمانی‌ها مشهور است.»

She is famous for her quick wit at parties.

«ذهن تیز او گفتگو را بسیار سرگرم‌کننده کرد.»

His wit made the conversation very entertaining.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clevernessذکاوت

رسمی/معمولی. وقتی هوش کلی منظور است می‌تواند جایگزین wit شود، مثلاً «ذکاوت او ما را تحت تأثیر قرار داد» اما نه برای شوخی.

Formal/common. Can replace 'wit' when emphasizing general intelligence rather than humor specifically, e.g. 'His cleverness impressed us' but not 'His cleversness made us laugh'.

humorشوخ‌طبعی

معمولی. وقتی جنبه طنز مد نظر است می‌تواند جایگزین wit شود، مثلاً «شوخ‌طبعی او فضا را سبک کرد».

Common. Interchangeable with 'wit' when focusing on the funny aspect, e.g., 'Her humor lightened the mood' vs. 'Her wit lightened the mood.'

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): wits
کنایه هوشمندانهطعنهشوخی

یک شوخی هوشمندانه یا جمله بذله‌گو.

A witty remark or clever comment.

«طعنه‌های هوشمندانه‌اش همه را خنداند.»

His witty remarks made everyone laugh.

«او با یک جواب بذله‌گوانه پاسخ داد.»

She responded with a quick wit.

تفاوت با واژه‌های مشابه
quipطعنه

غیررسمی/معمولی. معمولاً برای جملات کوتاه و شوخ‌طبعانه به کار می‌رود، مثلاً «او طعنه‌ای درباره هوا زد.»

Informal/common. Often used for brief witty comments, e.g., 'He made a quip about the weather.'

jokeشوخی

معمولی. گستره وسیع‌تری دارد اما وقتی شوخی باهوشانه است می‌تواند جایگزین شود، مثلاً «او یک شوخی باذکاوت کرد.»

Common. Can be broader than wit, but interchangeable when the joke is witty, e.g., 'He told a witty joke.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000