بازگشت
verb (فعل)common
past (گذشته): withheldpast participle (مفعولی): withheld-ing (حال): withholding3rd (سوم): withholds
بازمیداردنگه میدارد
(شخص یا چیز سوم مفرد) بازداشتن چیزی؛ خودداری از دادن یا به اشتراک گذاشتن.
(3rd person singular) To keep something back; to refuse to give or share.
«او اطلاعات را از تیم مخفی میکند.»
“He withholds information from the team.”
«شرکت مالیاتها را از حقوقها کسر میکند.»
“The company withholds taxes from salaries.”
تفاوت با واژههای مشابه
keeps— نگه میدارد
رایج است و معنای کلی نگه داشتن چیزی را دارد.
Common. General meaning of retaining something.