بازگشت

woo

/wuː/
verb (فعل)common
past (گذشته): wooedpast participle (مفعولی): wooed-ing (حال): wooing3rd (سوم): woos
خواستگاری کردندل ربودن

سعی در جلب محبت یا توجه کسی داشتن

To try to gain someone's love or favor

«او با گل و شعر دل او را ربود.»

He wooed her with flowers and poems.

«شرکت در تلاش است مشتریان جدید را جذب کند.»

The company is trying to woo new customers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
courtخواستگاری کردن

رسمی و سنتی برای جلب توجه عاشقانه.

Formal and traditional term for seeking romantic attention.

pursueتعقیب کردن

اصطلاح کلی برای دنبال کردن، از جمله در زمینه عاشقانه.

General term for chasing or seeking, including romantic context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000