بازگشت
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more yearlysuperlative (عالی): most yearly
سالانهسالیانه
که هر سال یک بار اتفاق میافتد؛ سالانه.
Happening once every year; annual.
«جلسه سالانه ما برای ماه دسامبر برنامهریزی شده است.»
“Our yearly meeting is scheduled for December.”
«آنها هر سال پاداشی در محل کار دریافت میکنند.»
“They receive a yearly bonus at work.”
تفاوت با واژههای مشابه
annual— سالانه
رسمی. معادل yearly است، در زمینههای رسمی، گزارشها یا رویدادها استفاده میشود.
Formal. Synonymous with yearly, used in official contexts, reports, or events.
متضادها
2adverb (قید)common
type (نوع): timeadjective (صفت): yearlyposition (جایگاه): end
سالانههر سال
هر سال یک بار؛ سالانه.
Once every year; annually.
«مالیاتها به صورت سالیانه پرداخت میشوند.»
“The taxes are paid yearly.”
«او هر سال به زادگاهش سفر میکند.»
“He visits his hometown yearly.”