later
در زمانی پس از حال یا زمان دیگری که گفته شده است
At a time subsequent to now or another time mentioned
«بعداً با تو تماس میگیرم.»
“I will call you later.”
«آنها دیرتر از حد انتظار رسیدند.»
“They arrived later than expected.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. در متنهای داستانی گذشته معمولاً بجای later میآید، مثل «او رفت و بعداً او تماس گرفت». کمتر در مکالمه روزمره استفاده میشود.
Formal. Generally interchangeable with 'later' in narrative past contexts, e.g. 'He left and afterward she called.' Less natural in everyday speech.
رسمی/فنی. بیشتر در نوشتهها و گزارشها برای توالی زمانی کاربرد دارد. در زبان محاوره معمولی به کار نمیرود.
Formal/technical. Used often in writing or reports for chronological sequences. Not typical in casual spoken English.
متضادها
رخ دادن یا اتفاق افتادن پس از زمان معمول یا مورد انتظار
Happening or coming after the usual or expected time
«فصلهای بعدی فرایند را بهطور مفصل توضیح میدهند.»
“The later chapters explain the process in detail.”
«مراحل بعدی پروژه دشوارتر بودند.»
“The later stages of the project were more difficult.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. معمولاً در نوشتار به جای later استفاده میشود و به رویدادهایی که پس از موردی دیگر میآیند اشاره دارد.
Formal. Interchangeable with 'later' mostly in written English describing events following others in time.
متضادها
در زمانی در آینده؛ پس از آن
At a time in the future; afterwards
«میتوانیم بعداً این موضوع را بررسی کنیم.»
“We can discuss this issue later.”
«او قول داد بعداً تماس بگیرد.»
“She promised to call back later.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. معمولاً قابل جایگزین اما eventually حس تأخیر یا حتمی بودن دارد؛ later بیطرفتر است.
Common. Often interchangeable but 'eventually' implies a sense of delay or inevitability; 'later' is more neutral.