بازگشت

allegory

al·le·go·ry/ˈælɪɡəri/
alleg-to speak otherwise / to say indirectly-oryrelating to / characteristic of
noun (اسم)formal
plural (جمع): allegories
تمثیلکنایه

داستان یا تصویری که با نمادها و شخصیت‌های خیالی، پیامی اخلاقی یا سیاسی عمیق‌تر منتقل می‌کند.

A story or image that uses symbolic figures and actions to convey a deeper moral or political meaning.

«آن رمان تمثیلی است برای مبارزه با ظلم.»

The novel is an allegory for the fight against oppression.

«نقاشی او تصویری کنایی از آزادی و امید است.»

His painting is an allegory depicting freedom and hope.

تفاوت با واژه‌های مشابه
parableمثل

رسمی/ادبی. معمولا داستان کوتاهی برای آموزش درس اخلاقی؛ مشابه اما ساده‌تر از allegory. در متون دینی یا آموزشی کاربرد دارد.

Formal/literary. Usually a short story teaching a moral lesson; similar but simpler than allegory. Used in religious or educational contexts.

fableقصه تمثیلی

روزمره/ادبی. معمولا داستان‌های کوتاه با شخصیت‌های حیوانی برای آموزش درس اخلاقی؛ نوع خاصی از allegory.

Everyday/literary. Typically short stories with animals as characters teaching moral lessons; a specific type of allegory.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000