appertain

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ap·per·tain/əˈpɜː.teɪn/
ap-to, towardspertainto relate
verb (فعل)formalpast (گذشته): appertainedpast participle (مفعولی): appertained-ing (حال): appertaining3rd (سوم): appertains

فعل — وابسته بودن

وابسته بودنارتباط داشتن

وابسته بودن یا به‌طور مناسب مربوط بودن به چیزی.

To belong or relate properly to something.

«وظایف مربوط به مدیر است.»

The duties appertain to the manager.

«حقوق قانونی به هر شهروند تعلق دارد.»

Legal rights appertain to every citizen.

تفاوت با واژه‌های مشابه
belongوابسته بودن

متداول. وقتی به مالکیت یا ارتباط اشاره دارد قابل جایگزینی است — مانند «حقوق متعلق به شهروندان است». کمتر در مکالمه روزمره استفاده می‌شود.

Common. Interchangeable when referring to possession or relation — e.g. 'rights belong to the citizens'. Less used in daily conversation than 'belong'.

relateمرتبط بودن

متداول. برای نشان دادن ارتباط یا وابستگی استفاده می‌شود، در موقعیت‌های رسمی با appertain قابل جایگزینی است.

Common. Used to indicate connection or relevance, interchangeable with 'appertain' in formal contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000