بازگشت

arbitrarily

ar·bi·trar·i·ly/ˈɑːrbɪtrɛrɪli/
arbitrarybased on random choice or personal whim-lyin a manner of
adverb (قید)formal
type (نوع): manneradjective (صفت): arbitraryposition (جایگاه): middle
دل‌بخواهیدل‌خواهانهفاقد قاعده

به روشی که بر پایه انتخاب دل‌بخواه یا سلیقه شخصی باشد و منطقی یا سیستماتیک نباشد.

In a way that is based on random choice or personal whim rather than reason or system.

«قوانین را نمی‌توان بدون توضیح به دل‌خواه اجرا کرد.»

The rules cannot be applied arbitrarily without explanation.

«تصمیم‌ها به صورت دل‌بخواهی گرفته شد و باعث سردرگمی شد.»

Decisions were made arbitrarily, causing confusion.

تفاوت با واژه‌های مشابه
randomlyبه‌طور تصادفی

رایج. معنی مشابه است ولی «به‌طور تصادفی» تأکید بر احتمال تصادف دارد و «دل‌بخواهی» تصمیم بدون دلیل را می‌رساند.

Common. Similar in meaning but 'randomly' emphasizes chance without intention, while 'arbitrarily' implies a decision without rationale.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000