around the corner

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

a·round the cor·ner/əˈraʊnd ðə ˈkɔrnər/
1phrase (عبارت)common

عبارت — همین نزدیکی

همین نزدیکیپشتِ پیچ

در مکانی بسیار نزدیک، معمولاً درست پس از یک پیچ.

Very near in place, often just beyond a turn.

«یک نانوایی همین نزدیکی، پشتِ پیچ است.»

There is a bakery around the corner.

«ایستگاه اتوبوس همین نزدیکی است.»

The bus stop is around the corner.

2phrase (عبارت)common

عبارت — در راه بودن

در راه بودننزدیک بودن

در آستانه رخ‌دادن و بسیار نزدیک در زمان.

Likely to happen very soon.

«تابستان همین روزها از راه می‌رسد.»

Summer is just around the corner.

«شاید راه‌حل به‌زودی پیدا شود.»

A solution may be around the corner.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000