arrow in the quiver

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ar·row in the quiv·er/ˈæroʊ ɪn ðə ˈkwɪvər/
phrase (عبارت)common

عبارت — ابزار در اختیار

ابزار در اختیاربرگ برنده

مهارت، ابزار یا روشی مفید که در اختیار کسی است تا هنگام نیاز از آن استفاده کند.

A useful skill, resource, or method available for use.

«صبر یکی دیگر از ابزارهای اوست.»

Patience is another arrow in her quiver.

«تحلیل داده یکی از توانایی‌های اوست.»

Data analysis is an arrow in his quiver.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000