back in the game

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bæk ɪn ðə ɡeɪm/
phrase (عبارت)informal

عبارت — دوباره وارد میدان شدن

دوباره وارد میدان شدندوباره رقابت کردن

پس از دوری یا شکست، دوباره فعال و آمادهٔ رقابت شدن.

Active and competitive again after an absence or setback.

«او بعد از عمل دوباره به میدان برگشته است.»

After surgery, she's back in the game.

«تیم این فصل دوباره رقابت‌پذیر شده است.»

The team is back in the game this season.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000