back to square one

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bæk tə skwɛr wʌn/
phrase (عبارت)common

عبارت — برگشتن به نقطه اول

برگشتن به نقطه اولدوباره از صفر شروع کردن

بعد از شکست یک تلاش یا برنامه، دوباره از همان نقطه شروع قرار گرفتن.

Returned to the beginning after a plan or attempt has failed.

«فایل‌های گم‌شده ما را به نقطه اول برگرداند.»

The lost files sent us back to square one.

«بعد از شکست آزمایش، دوباره باید از صفر شروع می‌کردیم.»

After the test failed, it was back to square one.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000