back off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bæk ɔf/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — عقب کشیدن

عقب کشیدندست برداشتن

عقب رفتن یا دست برداشتن از فشار آوردن، تهدید کردن یا دخالت کردن.

To move away or stop being aggressive, demanding, or involved.

«عقب بکش و کمی به من فضا بده.»

Back off and give me some space.

«خبرنگار پس از هشدار دست کشید.»

The reporter backed off after the warning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000