بازگشت

bake

/beɪk/
1verb (فعل)common
past (گذشته): bakedpast participle (مفعولی): baked-ing (حال): baking3rd (سوم): bakes
پختنکباب کردن

غذا را با حرارت خشک، به ویژه در فر، پختن.

To cook (food) by dry heat, especially in an oven.

«او عاشق پختن کیک و کلوچه است.»

She loves to bake cakes and cookies.

«نان باید ۳۰ دقیقه بپزد.»

The bread needs to bake for 30 minutes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
roastکباب کردن

روزمره. غذا (به ویژه گوشت یا سبزیجات) را با قرار دادن طولانی مدت در معرض حرارت در فر یا روی آتش پختن. 'Roast' بیشتر برای غذاهای شور مانند گوشت استفاده می‌شود، در حالی که 'bake' برای مواد خمیرپایه رایج‌تر است.

Everyday. To cook (food, especially meat or vegetables) by prolonged exposure to heat in an oven or over a fire. 'Roast' is more often used for savory items like meat, while 'bake' is more common for dough-based items. 'Roast chicken' vs. 'Bake a cake.'

grillگریل کردن

روزمره. پختن غذا با حرارت مستقیم، به ویژه زیر گریل. این روش شامل حرارت مستقیم‌تر و اغلب بیشتر از پختن است و معمولاً برای غذاهای شور استفاده می‌شود.

Everyday. To cook food by direct heat, especially under a grill or broiler. This involves more direct and often higher heat than baking, and is usually for savory items. 'Grill some sausages.'

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): bakedpast participle (مفعولی): baked-ing (حال): baking3rd (سوم): bakes
سوزاندنگرم کردن

(در مورد خورشید) چیزی را بسیار داغ کردن.

(Of the sun) to make something very hot.

«خورشید بیابان تمام روز شن‌ها را داغ می‌کند.»

The desert sun bakes the sand all day.

«آفتاب داغ گل را پخت و سخت کرد.»

The hot sun baked the clay, making it hard.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scorchسوزاندن

روزمره. سطح چیزی را با شعله یا حرارت سوزاندن تا تغییر رنگ دهد یا آسیب ببیند. 'Scorch' به حرارت شدیدتر و آسیب احتمالی اشاره دارد.

Everyday. To burn the surface of (something) with flame or heat so as to discolor or damage it. 'Scorch' implies more intense heat and potential damage. 'The sun scorched the fields.'

heatگرم کردن

روزمره. گرم یا گرم‌تر کردن. 'Heat' یک اصطلاح کلی‌تر برای افزایش دما است، بدون اینکه لزوماً به حرارت شدید یا خورشید به عنوان منبع اشاره کند.

Everyday. To make or become hot or warm. 'Heat' is a more general term for increasing temperature without necessarily implying intense heat or the sun as the source. 'Heat the water.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000