bang up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bæŋ ʌp/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — داغان کردن

داغان کردنآسیب زدن

چیزی را بر اثر ضربه زدن یا تصادف آسیب‌دیده کردن.

to damage something by hitting it

«در جادهٔ یخ‌زده ماشین را حسابی آسیب زدم.»

I banged up the car on the icy road.

«سقوط دوچرخه‌اش را داغان کرد.»

The fall banged up his bike.

2adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more banged upsuperlative (عالی): most banged up

صفت — آسیب‌دیده

آسیب‌دیدهکوفته‌وزخمی

بر اثر ضربه یا حادثه زخمی یا آسیب‌دیده.

injured or damaged by a blow or accident

«بعد از تصادف حسابی زخمی شده بود.»

He was pretty banged up after the crash.

«کامیون قدیمی آسیب‌دیده به نظر می‌رسد.»

The old truck looks banged up.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000