become blurred

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

be·come blurred/bɪˈkʌm blɜːrd/
phrase (عبارت)common

عبارت — تار شدن

تار شدنمبهم شدن

شفافیت یا جزئیات خود را از دست دادن و تشخیص دادنش دشوار شدن.

to lose clear edges or details and become difficult to see or distinguish

«جاده در باران شدید تار شد.»

The road became blurred in the heavy rain.

«نوشته بعد از خیس شدن صفحه تار شد.»

The writing became blurred after the page got wet.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000