beleaguer

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

be·lea·guer/bɪˈliːɡər/
be-around, aboutleaguercamp, siege
verb (فعل)formalpast (گذشته): beleagueredpast participle (مفعولی): beleaguered-ing (حال): beleaguering3rd (سوم): beleaguers

فعل — محاصره کردن

محاصره کردنمزاحمت ایجاد کردناذیت کردن

محاصره کردن و اذیت کردن؛ ایجاد مشکلات یا ناراحتی‌های مداوم برای کسی یا چیزی.

To surround and harass; to cause persistent trouble or distress.

«شهر با حملات مداوم محاصره شده بود.»

The town was beleaguered by constant attacks.

«او توسط مشکلات کاری آزار می‌دید.»

She was beleaguered by problems at work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
besiegeمحاصره کردن

رسمی. به طور literal به معنی محاصره و حمله است.

Formal. Literally surrounding and attacking a place or person.

harassآزار دادن

رایج است. بر اذیت و زحمت مداوم تاکید دارد.

Common. Focus on persistent annoyance or distress.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000