beneficial effect

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ben·e·fi·cial ef·fect/ˌbenɪˈfɪʃəl ɪˈfekt/
phrase (عبارت)common

عبارت — اثر مفید

اثر مفیدتأثیر سودمندنتیجهٔ مثبت

نتیجه‌ای که وضعیتی را بهتر می‌کند یا به کسی یا چیزی کمک می‌کند.

A result that improves a situation or helps someone or something.

«ورزش بر خواب اثر مفیدی دارد.»

Exercise has a beneficial effect on sleep.

«این تغییر بر فروش تأثیر مثبتی گذاشت.»

The change had a beneficial effect on sales.

تفاوت با واژه‌های مشابه
benefitفایده

روزمره است. در بسیاری از بافت‌ها می‌تواند جای این عبارت بیاید: the benefit of exercise درست است، اما ممکن است به مزیت هم اشاره کند نه یک نتیجهٔ مشخص. برای مفیدبودن کلی به کار می‌رود.

Everyday. It can replace this phrase in many contexts: 'the benefit of exercise' works, but it can also mean an advantage rather than a specific result. Use it for general helpfulness.

advantageمزیت

خنثی است. هنگام مقایسهٔ گزینه‌ها می‌تواند جای این عبارت بیاید: the advantage of solar power درست است، اما لزوماً یک اثرِ رخ‌داده را بیان نمی‌کند. برای نکتهٔ مثبت در مقایسه به کار می‌رود.

Neutral. It can replace this phrase when comparing options: 'the advantage of solar power' works, but it need not describe an actual effect already produced. Choose it for a comparative plus point.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000