بازگشت

benevolence

be·nev·o·lence/bəˈnɛvələns/
bene-good, wellvol-wish, will-encestate or quality
noun (اسم)formal
نیکوکاریمهربانی

ویژگی خوبی و تمایل به انجام کارهای نیک برای دیگران.

The quality of being kind and willing to do good for others.

«نیکوکاری او در کارهای خیریه آشکار است.»

Her benevolence is evident in the charity work she does.

«مهربانی سازمان به بسیاری از خانواده‌ها در بحران کمک کرد.»

The organization's benevolence helped many families during the crisis.

تفاوت با واژه‌های مشابه
kindnessمهربانی

متداول. در مواقعی که مهربانی مد نظر است جایگزین 'benevolence' می‌شود؛ مانند «اعمال مهربانی». رسمی یا انتزاعی مانند 'benevolence' نیست.

Common. Interchangeable with 'benevolence' in most contexts where kindness is emphasized — e.g., 'acts of kindness'. Not formal or abstract like 'benevolence'.

goodwillخوش‌نیتی

رسمی. بیشتر در موقعیت‌های دوستانه یا کمک‌رسانی به‌کار می‌رود، مخصوصا در کسب‌وکار و اجتماع. وقتی 'benevolence' به معنای مهربانی عمومی است، قابل تعویض نیست.

Formal. Often used in contexts of friendly or helpful attitude, especially in business or social situations. Not interchangeable when 'benevolence' means general kindness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000