biggie

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

big·gie/ˈbɪɡi/
biglarge in size or importance-giediminutive/informal suffix
noun (اسم)informalplural (جمع): biggies

اسم — کله‌گنده

کله‌گندهبزرگترینچیز مهم

یک شخص یا چیز مهم یا برجسته.

An important or significant person or thing.

«او یک کله‌گنده در صنعت موسیقی است.»

He's a biggie in the music industry.

«آن پروژه برای شرکت یک چیز مهم بود.»

That project was a biggie for the company.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000