بازگشت

nobody

no·bo·dy/ˈnoʊˌbɑːdi/
1pronoun (ضمیر)common
هیچ‌کسهیچ‌فردی

هیچ‌کس؛ هیچ فردی وجود ندارد.

No person; not anyone.

«وقتی تماس گرفتم هیچ‌کس خانه نبود.»

Nobody was at home when I called.

«او هیچ‌کس را در این شهر نمی‌شناسد.»

She knows nobody in this city.

تفاوت با واژه‌های مشابه
no oneهیچ‌کس

روزمره. در همه زمینه‌ها با nobody قابل تعویض است؛ هر دو به معنی نبود هیچ فردی هستند.

Everyday. Interchangeable with 'nobody' in all contexts—both mean 'not any person'. For example, 'Nobody came' and 'No one came' both work.

noneهیچ‌کدام

روزمره. بیشتر برای اشیا به کار می‌رود تا افراد؛ کمتر به جای nobody برای افراد استفاده می‌شود.

Everyday. Used more for things than people; less common to replace 'nobody' for people. E.g., 'None of the students' not 'None came'.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): nobodies
هیچ‌کس مهمفرد بی‌اهمیت

فردی بی‌اهمیت یا کم‌تأثیر؛ کسی که اهمیتی ندارد.

A person of no importance or influence.

«او در شرکت فقط یک فرد بی‌اهمیت است.»

He's just a nobody in the company.

«مثل یک فرد بی‌اهمیت رفتار نکن؛ تو ارزش داری.»

Don’t act like a nobody; you have value.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nonentityفرد بی‌اهمیت

رسمی. در متون رسمی به جای nobody برای توصیف افراد بی‌اهمیت به کار می‌رود؛ در زبان روزمره کمتر استفاده می‌شود.

Formal. Interchangeable in formal contexts for describing unimportant people; less common in everyday speech.

minor figureشخص بی‌اهمیت

رسمی/ادبی. بر کم‌تأثیری تأکید دارد؛ در کاربرد روزمره جایگزین مستقیم نیست.

Formal/literary. Highlights lack of influence; not direct synonym in casual use.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000