bite your tongue
/baɪt jʊr tʌŋ/
phrase (عبارت)common
عبارت — زبان به کام گرفتن
زبان به کام گرفتنخودداری از حرف زدن
خودت را نگه داشتن و حرفی را که میخواهی بزنی نگفتن.
To stop yourself from saying what you want to say.
«در جلسه مجبور شدم زبانم را نگه دارم.»
“I had to bite my tongue during the meeting.”
«حرفت را نگه دار و بگذار او حرفش را تمام کند.»
“Bite your tongue and let her finish.”