blast off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌblæst ˈɔːf/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — به فضا پرتاب شدن

به فضا پرتاب شدناز زمین بلند شدن

از زمین جدا شدن و پرواز را آغاز کردن، به‌ویژه دربارهٔ موشک.

To leave the ground and begin flying, especially of a rocket.

«موشک سر وقت به فضا پرتاب شد.»

The rocket blasted off on time.

«ما پرتاب شدن شاتل را تماشا کردیم.»

We watched the shuttle blast off.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000