bomb out
/bɑm aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal
فعل عبارتی — بدجوری شکست خوردن
بدجوری شکست خوردنافتضاح به بار آوردن
در امتحان، رقابت یا اجرا بهشدت شکست خوردن.
To fail badly, especially in a test, competition, or performance.
«در مصاحبهٔ نهایی حسابی خراب کردم.»
“I bombed out in the final interview.”
«مدعی اصلی خیلی زود از مسابقات حذف شد.»
“The favorite bombed out of the tournament early.”
2phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — با بمباران ویران کردن
با بمباران ویران کردنبر اثر بمباران آواره کردن
ساختمانی را با بمباران ویران کردن یا ساکنانش را بیخانمان کردن.
To destroy a building or force its occupants out by bombing.
«آن خانواده در جنگ بر اثر بمباران بیخانمان شد.»
“The family was bombed out during the war.”
«حملات هوایی چند کارخانه را با خاک یکسان کرد.»
“Air raids bombed out several factories.”