bone to pick

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/boʊn tə pɪk/
phrase (عبارت)informal

عبارت — حرف حساب داشتن

حرف حساب داشتنگلایه داشتن

گلایه یا اختلافی که کسی می‌خواهد آن را با فرد دیگری در میان بگذارد.

A complaint or disagreement that someone wants to discuss with another person.

«با تو یک حرف حساب دارم.»

I have a bone to pick with you.

«او از صاحبخانه‌اش گلایه‌ای دارد.»

She has a bone to pick with her landlord.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000