بازگشت

box

/bɒks/
1noun (اسم)common
plural (جمع): boxes
جعبهقوطیصندوق

ظرفی که معمولاً مربع یا مستطیل شکل است و در دارد.

A container, typically square or rectangular and having a lid.

«او هدیه را در یک جعبه کوچک گذاشت.»

He put the gift in a small box.

«لطفاً جعبه با علامت 'شکستنی' را بررسی کنید.»

Please check the box marked 'fragile'.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crateصندوق بزرگ

رایج. به یک ظرف بزرگ، اغلب چوبی، که برای حمل کالا استفاده می‌شود، اشاره دارد. «یک صندوق چوبی میوه.» زمانی که به یک ظرف حمل‌ونقل بزرگ و محکم اشاره می‌کند، با «جعبه» قابل تعویض است.

Common. Refers to a large, often wooden, container used for transporting goods. 'A wooden crate of fruit.' Interchangeable with 'box' when referring to a large, sturdy shipping container.

cartonکارتن

رایج. معمولاً به ظرفی ساخته شده از مقوا یا پلاستیک اشاره دارد که اغلب برای غذا یا مایعات استفاده می‌شود. «یک کارتن شیر.» زمانی که یک ظرف سبک و معمولاً یکبار مصرف است، با «جعبه» قابل تعویض است.

Common. Typically refers to a container made of cardboard or plastic, often used for food or liquids. 'A carton of milk.' Interchangeable with 'box' when it's a lightweight, usually disposable, container.

2verb (فعل)common
past (گذشته): boxedpast participle (مفعولی): boxed-ing (حال): boxing3rd (سوم): boxes
در جعبه گذاشتنبسته‌بندی کردن

چیزی را داخل جعبه‌ای قرار دادن.

To put something into a box.

«این کتاب‌های قدیمی را برای نگهداری بسته‌بندی کن.»

Box up these old books for storage.

«او غذای باقی‌مانده را در جعبه گذاشت.»

He boxed the leftover food.

تفاوت با واژه‌های مشابه
packبسته‌بندی کردن

رایج. اغلب به معنای قرار دادن وسایل در یک ظرف، به‌ویژه برای سفر یا نگهداری است. «کیف‌هایت را بسته‌بندی کن.» زمانی که ظرف یک جعبه است، با «در جعبه گذاشتن» قابل تعویض است.

Common. Often implies putting items into a container, especially for travel or storage. 'Pack your bags.' Interchangeable with 'box' when the container is a box.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000