box oneself into a corner

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

box one·self in·to a cor·ner/bɑːks wʌnˈsɛlf ˈɪntuː ə ˈkɔːrnər/
phrase (عبارت)common

عبارت — خود را در تنگنا انداختن

خود را در تنگنا انداختنراه فرار را بر خود بستن

با تصمیم‌های خود، خود را در موقعیتی سخت و کم‌راه‌حل گرفتار کردن.

To create a difficult situation for oneself with very few options left.

«با آن قول خودت را در تنگنا نینداز.»

Don't box yourself into a corner with that promise.

«شهردار خودش را در تنگنا انداخت.»

The mayor boxed herself into a corner.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000