بازگشت

breaks

/breɪks/
1verb (فعل)common
past (گذشته): brokepast participle (مفعولی): broken-ing (حال): breaking3rd (سوم): breaks
شکستنشکافتن

شکستن یا جدا شدن به بخش‌هایی به خاطر فشار یا ضربه.

To separate into parts or damage by force or impact.

«شیشه به راحتی می‌شکند.»

The glass breaks easily.

«وقتی عصبانی است، اسباب‌بازی‌هایش را می‌شکند.»

He breaks his toys when he is angry.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fractureشکستن

رسمی یا پزشکی. وقتی منظور شکستن استخوان یا اشیای سخت است قابل جایگزینی است.

Formal or medical term. Interchangeable when referring to breaking bones or hard objects.

crackترک خوردن

معمولاً برای ترک‌های کوچک؛ بسته به شدت گاهی قابل تعویض است.

Usually for slight breaks or fissures; sometimes interchangeable depending on severity.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): breaks
استراحت کوتاهوقفه

دوره‌های کوتاه استراحت یا توقف از کار یا فعالیت.

Short periods of rest or pause from work or activity.

«من هر ساعت استراحت کوتاه می‌کنم.»

I take breaks every hour.

«معلم به ما استراحت داد.»

The teacher gave us a break.

تفاوت با واژه‌های مشابه
restاستراحت

رایج. وقتی منظور توقف کوتاه است معمولاً قابل تعویض است ولی rest ممکن است طولانی‌تر باشد.

Common. Often interchangeable when meaning short pauses, but 'rest' can be longer.

pauseوقفه

اصطلاح بی‌طرف برای توقف موقت؛ در برخی موقعیت‌ها با break قابل جایگزینی است.

Neutral term for temporary stops; interchangeable with break in some contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000