شکستن یا جدا شدن به بخشهایی به خاطر فشار یا ضربه.
To separate into parts or damage by force or impact.
«شیشه به راحتی میشکند.»
“The glass breaks easily.”
«وقتی عصبانی است، اسباببازیهایش را میشکند.»
“He breaks his toys when he is angry.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی یا پزشکی. وقتی منظور شکستن استخوان یا اشیای سخت است قابل جایگزینی است.
Formal or medical term. Interchangeable when referring to breaking bones or hard objects.
معمولاً برای ترکهای کوچک؛ بسته به شدت گاهی قابل تعویض است.
Usually for slight breaks or fissures; sometimes interchangeable depending on severity.
متضادها
دورههای کوتاه استراحت یا توقف از کار یا فعالیت.
Short periods of rest or pause from work or activity.
«من هر ساعت استراحت کوتاه میکنم.»
“I take breaks every hour.”
«معلم به ما استراحت داد.»
“The teacher gave us a break.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. وقتی منظور توقف کوتاه است معمولاً قابل تعویض است ولی rest ممکن است طولانیتر باشد.
Common. Often interchangeable when meaning short pauses, but 'rest' can be longer.
اصطلاح بیطرف برای توقف موقت؛ در برخی موقعیتها با break قابل جایگزینی است.
Neutral term for temporary stops; interchangeable with break in some contexts.