بازگشت

bribery

brib·er·y/ˈbraɪbəri/
bribeto offer something illegally to gain favor-eryaction or practice
noun (اسم)formal
رشوه‌خواریرشوه دادن

عمل دادن یا گرفتن چیزی، معمولا پول، برای تأثیر غیرقانونی بر رفتار کسی.

The act of giving or receiving something, usually money, to unlawfully influence someone's actions.

«سیاستمدار به خاطر رشوه‌خواری دستگیر شد.»

The politician was arrested for bribery.

«رشوه‌خواری اعتماد به حکومت را تضعیف می‌کند.»

Bribery undermines trust in government.

تفاوت با واژه‌های مشابه
payoffرشوه

غیررسمی. مشابه اما در موقعیت‌های غیررسمی و معمول برای پرداخت یک‌باره به منظور تأثیرگذاری بکار می‌رود. کمتر در زمینه‌های رسمی حقوقی استفاده می‌شود.

Informal. Similar meaning but often used in casual contexts; can refer to one-time payment to gain favor. Used less in formal legal contexts.

corruptionفساد

رسمی/فنی. کلمه‌ای کلی‌تر که رشوه‌خواری را به عنوان نوعی رفتار غیراخلاقی شامل می‌شود.

Formal/technical. Broader term that includes bribery as a form of unethical behavior.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000