bring home

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/brɪŋ hoʊm/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — کاملاً روشن کردن

کاملاً روشن کردنبه کسی فهماندن

موضوعی را برای کسی کاملاً روشن یا محسوس کردن.

To make someone understand or feel something clearly.

«خبر خطر طوفان را کاملاً روشن کرد.»

The news brought home the danger of the storm.

«آن دیدار به او فهماند چقدر تنها بوده است.»

That visit brought home how lonely she was.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000