broad-brush

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌbrɔd ˈbrʌʃ/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more broad-brushsuperlative (عالی): most broad-brush

صفت — کلی

کلیسرسری

کلی و ساده‌شده، بدون پرداختن به جزئیات.

general and simplified rather than detailed

«مقاله تاریخ شهر را به‌صورت کلی بیان می‌کند.»

The article gives a broad-brush history of the city.

«اول به یک برآورد کلی نیاز داریم.»

We need a broad-brush estimate first.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000